همچنان هستم و ادامه می دمتو این یکی دو سال کمتر خاطره بازی می کنمیادمه برای مدت طولانی در سالهای پیش خاطره بازی میکردم، خاطرات مدرسه، خاطرات نوجوانی، بعد ترها خاطرات مجازی و..اما همونطور که گفتم تو این دو سه سال، انگار تو ذهنم راه خاطره بازی بسته شده، نه اینکه از گذشته یاد نکنم، چرا یاد میکنم اما اساسا دیگه ناراحت نمیشم، چیزی برای ناراحتی وجود نداره انگار، شاید یه جورایی زندگی رو و سازوکارش رو فهمیدم و شایدم نفهمیدم، ولی هرچی هست همینه، هر شروعی یک پایانی داره، اینو حتی یک گل توی گلدون هم بهمون داره نشون میده.این مسیریه که باید طی کرد، تا کجا نمیدونم، اما گذشته جز مسیر بوده و فهمیدم که نباید ناراحتش باشم، ناراحت عمر رفته. سخته ولی ممکنه!همین+خوبین؟++ به این فکر میکنم که باید سالها پیش از ایران میزدم بیرون+++ با اینکه نیستم اینجا، ولی همیشه به یادتونم، مرسی که هستید♥++++متوجه شدم که عکس بالای سایت (هدر) به خاطر به فنا رفتن سایتی که توش آپلود شده بود از بین رفته..
نوشته شده توسط merdad در ساعت ۳:۱۳ ق.ظ | لینک
|
برچسب:
نویسنده: نوید فدایی
تاريخ: چهارشنبه
27 تير
1403 ساعت: 17:33